دفتر شعر من.عشق من

آسمان را دوست دارم 

وقتیکه بی ابر است 

وقتیکه می خندد به روی ماه

وقتی برای ستاره هایش دست تکان می دهد

زمین را دوست دارم

وقتیکه پاییز است

وقتی حیات کوچکمان پر از خورشید میشود

تو را دوست دارم 

وقتیکه نگاهم میکنی و لبخند میزنی

وقتی نگاهت میکنم و لبخند میزنم...

خدا را 

خدا را دوست دارم

وقتیکه  تو را 

زمین را

آسمان را

اینقدر زیبا آفرید...

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 11:35 توسط امینه|

باز باران با ترانه
می خورد بر سقف چادر های پاره
باز سرما با تمام زور بازو
می زند بر جان کودک  تازیانه
باز هم یک فاجعه اینجا رسیده
تاره از راه
برف باریده دوباره
تا مناره
تا کناره سقف خانه
یادم آید روز دیرین
روزهای خوب و شیرین
بر زمینی سفت و محکم
می دویدم همچو آهو
دور میگشتم زه خانه
باز باران
وای باران
میخورد بر سقف چادر های پاره
کودکی ده ساله بودم
توی خانه
پیش مادر
وای مادر
رفته بی نام و نشانه..........
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 12:30 توسط امینه|

 

یک شروع
یک طلوع ماندنی
کودکی جسور و پر نشاط
کوچه راه مدرسه
می تراود از لبان او ترانه ای
اینچنین
 ناب ناب

نعره می زند ز شوق
آفتاب و آفتاب و آفتاب
مهربانتر از همیشه ای
گرم گرم
آب می کنی پرنده را ز شرم
ذوب می کنی ستاره را ز شوق
آسمان و آسمان و آسمان
باز می زنی ز خشم
تازیانه بر تن سپید ابر
سرخ میکنی دوباره گونه ی کویر
ای زمین و ای زمین و ای زمین
سبز می کنی جوانه را ز عشق
آب می زنی به صورت نحیف نسترن
روز اول حضور خاطره
فصلی از بلوغ زندگی
درس و پرسش و کتاب
اضطراب و التهاب
روزگار کودکی
ناب ناب

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1391ساعت 14:39 توسط امینه|

برگرد تا این انتظار کشنده
 تمام خاطراتت را مچاله نکرده
و زمان
همان متهم ردیف اول
جور بی مهری تو را گردن نگرفته
و این عقل مصلحت بین
نبودن کنار تو را
برایم توجیه نکرده
و زمین

سنگینی مرا نپذیرفته

و این چشم های به زحمت بیدار
تاب و تحمل از کف نداده

و در پای انتظار تو جاری نشده

نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1391ساعت 0:38 توسط امینه|


آخرين مطالب
»
» مردم آذر بایجان را فراموش نکنیم
» ماه مهر ماه خاطره
»
» لحظه ی آخر
» دل بسته ام به ساحلت
» به یاد دوست عزیزم ( راحله)
» دریای آرام من
» عذر تقصیر بابت تآخیر
» شور عشق.........

Design By : Pichak